متن سخنان رفیق “عمار”- مجید آموزگار بزرگ آزادی

Download PDF

امروز،سی وششمین بهار بی گل سرخ را به سوگ نشسته ایم.سی وشش بهار قبل از امروز درهجدهم جوزای سال 1359ه ،ش ،پیش قراولان استعمار روسی باند وطن فروش (خلق وپرچم )که از سال ها قبل، قلاده بردگی سوسیال امپریالیسم روس را با خفت تمام پذیرفته بودند،  ددمنشانه و بی مهابا مجید کلکانی ،رهبر سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما) ورهبر جبهه متحد ملی را شهید کردند. مجید سازمانی را بنیاد گذاشته بود که در جهت آزادی افغانستان می رزمید وراه رهایی از اشغال استعمار،استبداد و رسیدن به یک جامعه انسانی که همه با شرافت وحیثیت زندگانی برابرداشته باشند را برنامه ریزی کرده بود .سوسیال امپریالیسم روس وپادوان بومی آن استراتیژی و دور نمای کار مبارزاتی مجید را درک می کردند و به این اساس همه امکانات شان را بخرج دادند تا با شهادت مجید مردم ما را ،از چنین پیشوایی محروم نمودند ودر غیاب او ودیگر فرزندان اصیل سرزمین ما مبارزات رهایی بخش خلق به پاخاسته ای ما را به بی راهه کشانیدند.استعمار وامپریالیسم نه تنها در افغانستان بلکه درجهان به چنین اعمال رزیلانه دست زده ومی زنند،تا در نبود انسان های بزرگ و اندیشمند ،بردگان خود را بر سرنوشت مردم حاکم سازند واهداف استعماری شان را بدست آورند.

اگر از مشروطیت اول ودوم یاد نکنیم تجارب تلخ ،حد اقل نزدیک به چهار دهه اخیر کشور ما حاکی از همین حقیقت آفتابی است که ،استعمار این روش را دنبال کرده است ومی کند    .هم اکنون امپریالیست ها با بهره گیری از پراگندگی  نیروهای مترقی وانقلابی که نتوانسته اند مبارزات مسلحانه ای خلق را علیه اشغالگران سازماندهی کنند،بردگانی را که از سال ها در دامان کثیف شان پرورانده اند باحمایت نیرو های ارتجاعی یکی پی دیگر بر سرنوشت مردم ما حاکم می کنند واین سیاست استعماری هر روز به پریشانی و در بدری مردم ما می افزاید وامپریالیسم برنامه های شوم استعماری اش را با خیال آرام تطبیق می نماید.  مجید ،آموزگاربزرگ آزادی بود، درسرزمینی که مردمانش در درازای تاریخ ،بردگی وغلامی دیگران را به هیچ قیمتی نپذیرفته اند.او در حقیقت تجسم واقعی روح یک ملت آزادیخواه وسربلندی بود که تاریخ اش مشحون از فداکاری ها وجان نثاری در راه آزادی بوده است.

تاریخ سر زمین ما گواه صادق این حقیقت است.رفیق مجید شناخت و درک عمیقی از تاریخ

وجامعه خود داشت و از این رهتوشۀ خود، درکار مبارزه تا زمان حیات اش استفاده خوبی کرد .انتخاب شعار( یا مرگ یا آزادی) تو سط اودرجنگ ومبارزه مسلحانه علیه امپریالیسم متجاوز، اوج ایمان او را به آزادگی نشان وبازتاب  میدهد.

مجید، آزادی را توام با دموکراسی واقعی ،عدالت اجتماعی وگرایش مترقی می خواست وهمۀ این ها را پله های نردبان رسیدن به جامعه ای میدانست که همه باهم در آن برابر اند وبخاطر رسیدن مردمش به چنان یک مرحلۀ تاریخی،با ایجاد ساما اساسات راه رسیدن به چنان جامعه ای را گذاشت ودر راه رسیدن به این آرمان بزرگ انسانی از هیچ گونه سعی دریغ نکرد وحتی جانش را بخاطر این آرمان فدا کرد.تاریخ گواهی میدهد که از جان گذشتن بخاطر بهزیستی دیگران کار انسان های ساده و معمولی نبوده است.

در زمان تجاوز سوسیال امپریالیسم روس به کشور ما ،همه احزاب اخوانی از امریکا وسایر کشور های غربی وارتجاع منطقه پول وجنگ افزار وسایر لازمات جنگی را توأم با مشاوران دریافت میکردند وبدستور آنها می جنگیدند.مجید در همان وقت دورنمای این گدایی بردگان اجانب را درک کرده گفت:«مرگ به سوسیال امپریالیسم روس،مرگ به امپریالیسم امریکا،مرگ به چین،مرگ به عربستان سعودی ،مرگ به ایران ومرگ به پاکستان،هیچ کسی بدون در نظر داشت سود وزیان خود با کسی دوستی ویا دشمنی نمی کند.» او هیچ کمکی از هیچ کشوری تقاضا نکرد و سرلوحه کار مبارزاتی خود اتکا به مردم را قرار داد.هرچند این کار او پیامد های سختی را به همراه داشت که مجید آنرا میدانست ،اما همۀ قربان شدن ها را پذیرفت ولی سر سودن به آستان ارتجاع و امپریالیسم ووطن فروشی را نپذیرفت.زیرا ،او پیا مد آنرا میدانست و نمی خواست کشورش را از چنگال یک امپریالست نجات وبه امپریالست های دیگر تسلیم دهد.کاری که اخوانی های بی غیرت و بی آزرم کردند وامروز سرنوشت کشور ما بدست امپریالیسم امریکا وشرکایش قرار گرفته است .مردم ما حالا از این وطن فروشان اخوانی می پرسند که فرق میان اشغال روس ها و امریکایی ها درچیست؟اگر خلقی ها وپرچمی ها وطن فروش بودند که روس ها را به افغانستان آورده بودند شما ها امریکایی ها را آورده اید.شاید اخوانی ها در پاسخ مردم بگویند که این وطن فروشی اسلامیست واز خلقی پرچمی ها نوع کفری آن بود وما تلاش کردیم آنرا اسلامی کردیم.!!!

مجید در بعد ایدیولوژیک نیز انحرافات بین المللی را ما نند بعضی از سازمان ها بخاطر بدست آوردن امکانات مادی نپذیرفت وتا آخرین رمق در پیروی از خط اصولی استوار ماند وبه هیچ قیمتی منافع ملی وارزش های که به آن معتقد بود آنرا بخاطر بقای خود ویا گسترش سازمانش معامله نکرد.به این اساس است که ما مجید بزرگ را گرامی میداریم و راهش را ،راه نجات خلق ها دربند می دانیم.

رفیق مجید کلکانی درس های ارزشمندی را برای ما وجامعه ما در تاریخ معاصرکشور ما بمثابه فانوس بزرگ درمسیرمبارزات رهایبخش  خلق ما بیاد گار مانده است که اگر ما آنرا درست درک وسرمشق کارمبارزاتی خود قرار دهیم ، تا رهایی از استعمار،استبداد وارتجاع ورسیدن به جامعه بدون طبقه، ما را کمک ورهنمایی می کند.

مجید، قهرمان واقعی سر زمین ماست،زیرا این مقام رفیع را توده ها ومردم به او داده است نه استعمار گران .قهرمانان ساخته ای استعمار، قهرمانان رسمی وسرکاری اند که باتغیر اوضاع حاکم سیاسی در هر زمانی، تندیس مسخره آنان به زیر کشیده میشود.اما قهرمانان واقعی تاریخ در قلب های مردم جاه میگیرند وجاودانه می مانند.

هرچند تاریخ  شور انگیز کشور ما مبین این حقیقت است که این سر زمین ، زادگاه قهرمانان اسطوره ای  زیادی بوده است،اما مجید باقهرمانان ماقبل اش تفاوت پذیرفتنی دارد.مجید ،با یک جهان بینی مترقی مسلح بود وبرمبنای آن علیه استعمار،ارتجاع ،استبداد وکلیه مظالم اجتماعی ،سیاسی،اقتصادی وفرهنگی مبارزه کرد وبرای رسیدن به جامعه بدون طبقه طرح وبرنامه داشت و درجهت رسیدن به آن با اتکا به مرد مش می رزمید و دراین نبرد نقش توده ها را تعیین کننده و اساسی میدانست.

سازمان او بعد از شهادتش نیز برتداوم جنگ مسلحانه عیله استعمار وارتجاع تا آزادی از اشغال ورسیدن به جامعه بدون طبقه تأکید کرد،اما شهادت مجید وهفت تن دیگر از اعضای رهبری این سازمان در حادثه چهلستون کابل در سال 1358 قبل از شهادت مجید، تأثیرات سنگینی بر ادامه کاراین سازمان نوبنیاد گذاشت .این درحالی بودکه کلیه نیروهای مزدور سوسیال امپریالسم روس ونیرو های ارتجاعی احزاب اخوانی  وابسته به امپریالیسم غرب وارتجاع منطقه، مقدم برهرکاری  نابودی ساما را بدستور باداران شان درصدر برنامه جنگی شان قرار داده بودند.درچنین وضعیت رقتبارجبهات ساما که با امکانات مادی تخنیکی ملی وخودی می جنگیدند و دراین بخش هیچ حمایت بین المللی را نسبت بخود نداشتند

یکی پی دیگری با شکست مواجه شد ورهبری بعد از مجید، نتوانست راه حل اساسی به این فشارسنگین که از سوی شرق وغرب ومزدوران شان بر ساما ونیروهای آن  وارد میشد پیدا کند،از این جهت نه تنها که تلفات سنگینی برسازمان وارد آمد بلکه دچاربعضی از انحرافات و اشتبهات نیز گردید و به اساس این اشتباهات و انحرافات وحملات ارتجاع هار از متن جنگ آزدیبخش که این سازمان افتخار آغاز گری آنرا داشت به حاشیه رانده شد وبا تمام آرزو وتقلای که برای بدست آوردن جایگاه اولی خود تا مدت ها کرد موثر واقع نگردید.

با دور شدن این سازمان از متن جنگ ضد تجاوز و اشغال، نیروهای ارتجاعی حماسه بی نظیر مردم ما را به یک فاجعه کشانیدند.مردم با روس ها قهرمانانه جنگیدند و آنها را از کشور شان راندند، به آرزوی آنکه آزاد زندگی کنند وصاحب وطن وسرنوشت خود باشند ،اما احزاب وطن فروش اخوانی بر خون های ریخته شده پا گذاشته بعد از خروج شرمسارانه ای سوسیال امپریالیسم روس ، استعمار گران غربی را به این سرزمین بحیث با داران شان آوردند.

نیروهای ارتجاعی درقالب احزاب اسلامی مانند حزب اسلامی ،جمعیت اسلامی،وحدت اسلامی ودیگران که ، امپریالیسم در حقیقت تکیه گاه بین المللی آنها است در تطبیق برنامه های استعماری در کشور ما باامپریالیسم تبانی دارند وحتی در وطن فروشی در بدل امتیازات، این احزاب باهم در ،رقابت اند.حزب اسلامی گلبدین حکمتیار،که از همه در وطن فروشی بی آزرمتر ووطن فروش تر است،به اشاره بادار امریکایی اش از جرگه وطن فروشان مدتی دور نگهداشته شده بود وافغانستان را کشور اشغال شده میگفت ،حالابدون هیچ تغیری در اشغال افغانستان توسطه امپریالیسم امریکا وشرکای آن ،این حزب می خواهد در بدل بدست آوردن سالانه 12میلیون دالر امریکایی ها وبعضی امتیازات دیگربه این جرگه بپیوندد و به اصطلاح مردم ما(تف)کرده گی اش را می لیسد.

نتنها حزب اسلامی حکمتیار ،بلکه تمام احزاب اسلامی و غیر اسلامی که اشغال را توجیه و پذیرایی کرده ومی کنند ماهیت یک سان دارند.مهم این نیست که به ظاهر شعار های اسلامی میدهند و یا مارکسیستی.مهم عملکرد وطن فروشانه آنها ست.

 

رفقا ،ما باید از تجارب خون بار وتلخ گذشته درس های ژرفی بگیریم و به کار های اساسی مجید گونه بپردازیم وازانجام کار های کوچک افتخار نکنیم .باور من این است که مبارزه (فصلی) ما را بجای نمی رساند.کارهای متداوم بی سرو صدای  هرکدام ما در هرکجایی که هستیم سر انجام به بحر خروشان انقلاب تبدیل خواهند شد.اما ذوق زدگی های خورده بورژوازی که خود را به انظار تعدادی بزرگ نمایی کنیم ولی میان تهی باشیم ،روز ی که در کارهای عملی ناتوانی ما آشکار می گردد، ما را شرمسار میکند.بسیار اند سازمان ها ،احزاب واشخاصی که این مرض مهلک را با خود حمل می کنند و از گفتن واقعیت وجودی خود ویابساط ناچیز شان می شرمند.

اوضاع پیچده جهانی وکشور ما  به مجید نه ،بلکه به مجید ها ضرورت دارد واین مجید ها فقط از طریق تلاش مداوم وپشتکار بوجود خواهند آمد تا این سکوت فضای قبرستانی جنبش چپ را برهم زنند.بسیاری از رفقا تا گلوغرق در لیبرلیسم اند.هرکسی که کار برای خانواد ای خود را عمده وکار برای انقلاب را  فرعی  فکر کند بنظر من صاف وساده  آگاهانه یا غیر آگاهانه  لیبرلیست ودرنهایت خادم درگاه امپریالیسم است.

اگر ما پیرو راه رفیق مجید هستیم وعمل کرد او را در جهت مبارزه و انقلاب تأیید می کنیم ،بسان او عمل نماییم،درغیر آن همه کار ما ضیاع وقت خود و دیگران وخود فریبی ای بیش نیست.

دوستان ،اگرمبارزه دهه های 60الی دهه 70شمسی با مبارزه روشنفکرانه ای دهه 40و50تفاوت زمین تا به آسمان داشت ،زیرا  دیگر حرف ها عمل می خواست وشرکت در جنگ ضد تجاوز و اشغال محکی بود بر صداقت انقلابی ووطن پرستی وفدا شدن در راه وطن وآرمان های بزرگ،که شمار زیادی با از دست دادن جان های شان از این آزمون سخت از دهلیز تاریخ سربلند و موفق گذشتند وراه شان ادامه یافت،بنظر من بعد از دهه 80به این سو مبارزه دشوار تر از دهه های 60 و70 شده است .حالا امپریالیست ها و مزدوران شان از لحاظ فزیکی کمتر به کشتن عناصر انقلابی مبادرت می ورزند،زیرا شیوه های نوین را در مورد، بکار بسته اند که بسیاری از سازمان ها وعناصروابسته به جنبش چپ گذشته را بسادگی در خدمت گرفته اند وآنها را به منادیان امپریالیست ها مبدل کرده اند.

این احزاب و عناصر بتأسی از قانون اساسی پوشالی ساخته ای امپریالیسم ،احزاب علنی ساخته اند وبه گفته ای خود شان مصروف کار های دموکراتیک هستند،چیزی که امپریالیسم مبنی بر ایدیولوژی لیبرالیسم آنرا ،ایجاد کرده است تا از مبارزه قهری وسرنگونی حکومت های دست نشانده اش جلوگیری نماید.این احزاب در برابر بزرگترین جنایات دولت دست نشانده ،در نهایت دست به راهپیمایی ها وهمایش های مضحک می زنند که اکثر مصارفات این کارهای شان را نیز از مراجعه وابسته به امپریالیسم بدست مییاورند.بخاطر کشته شدن فرخنده یک فرد، دادخواهی می کنند ،اما درمورد کشته شدن روزانه صد ها انسان این سر زمین که عامل اصلی آن امپریالیسم امریکا و اشغال کشور است سر به زیر می اندازند. امپریالیسم با این شیوه به تخدیر وجدان ها پرداخته است وشور انقلابی را که میراث مردمان این خطه است در حال خنثی کردن است.

به اساس همین شیوه است که رستاخیزملی کبیرمیهنی ما را در برابر سوسیال امپریالیسم روس با جنایات احزاب وطن فروش اخوانی های دست پرورده ای خودش که انجام داده اند زیر نام جنگسالاری مورد تنفر قرار میدهد تا دیگر نسل جوان دست به انقلاب قهر آمیز بر علیه امپریالیسم نزنند وسلاح بدست نگیرند.از این جهت است که پول گزاف را صرف تشکیل نهاد های بظاهر مدنی می کنند .

امپریالیست ها در این کار شان دست آورد های دارند و شمار زیادی را تخدیر کرده اند که بجز یاوه گویی ها درسالون های بزرگ و انتقاد از دولت کار دیگر را نمی پذیرند.

بنا” مبارزه با امپریالیسم ، استعمار و ارتجاع دشوار تر از دیروز شده است .از این لحاظ به کار های پیگیر،متداوم وصادقانه لازم است تا ماهیت اصلی امپریالیسم و ارتجاع را افشا  وتوده ها را علیه آن بسیج نماییم.

وضعیت حاکم موجود تردد و دو دلی را در روشن فکران افزایش داده است.باورمندی به انقلاب را ،از بسیاری ها گرفته است .تغیر این وضعیت به کار سختی نیاز دارد و باید به انجام آن خود را آماده نماییم.بسیاری ها دراین زمینه کار نکرده خواهان تغیر وضعیت وبدست آمدن موفقیت ها در این راستا هستند.این اشخاص مانند ایده لیست ها از ملایک می خواهند که شرایط را برای شان آماده نمایند تا این آقایان  به راحتی زندگی کنند.

غرور وطن پرستی که میراث گرانبهای نیاکان ما ست ،هنوز در خون توده های این سرزمین جریان دارد،اما بعلت ضعف نیرو های انقلابی، از آن ارتجاع وامپریالسیم بنفع خود سود می برد.اکثرصفوف نیروی طالبان را فرزندان پا برهنه ای این سر زمین تشکیل میدهد که غافل از هدف رهبری شان زیر نام دفاع از وطن،دین وننگ وناموس می جنگند و امپریالیست ها در راس همه امپریالیسم امریکا از این نیرو در جهت تطبیق اهداف استعماری اش در افغانستان و منطقه کار میگیرد.

باید مجید گونه کار کرد واعتماد توده ها را بخود جلب و آنها را بدنبال خود کشاند و از طعمه گرگان درنده نجات داد واز نیرو شان در جهت رهایی خود شان استفاده کرد.

 

 

 

رفیق مجید ،به خون تو وسایر رفقای گرامی ما که در راه مبارزه بخاطر آزادی وعدالت بدست وطن فروشان شهید شده اند سوگند یاد میکنیم که درس های تو را هرگز فراموش نمی کنیم و تاآخرین رمق بخاطر تحقق آرمان عالی انسانی شما فکر وعمل می کنیم.

رفیق به خون تو سوگند یاد می کنیم  راهی را که با خونت بسوی  رهایی از تمام قیودات غیر انسانی نشانه گذاری کرده ای میرویم، با آنکه از خطر رفتن در این  راه آگاه هستیم .

عمار



this is default footer data

You may also like...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Copyright © 2015; All Rights Reserved; MASSLINE WEBSITE-سازمان کارگران افغانستان(مارکسیست-لنینیست-مائوئیست,عمدتا مائوئیست