متن سخنان رفیق “محفوظ” در همایش به مناسبت هجدهم جوزای 1395 خورشیدی، سی و ششمین سالگرد شهادت رفیق مجید کلکانی

Download PDF

باند خلق و پرچم این ددان بی خرد که افسار شان در دست سوسیال امپریالیسم روس اشغالگر بود ،در هجدهم جوزای 1359 مجید کلکانی رهبر سازمان آزادیبخش مردم افغانستان را شهید کردند.این خفاشان مزدور روس فکرکردند که با آتش گشودن به خورشید میتوانند او را نابود کنند.غافل از آنکه خورشید نمی میرد .رفیق مجید یک انسان عادی ومعمولی نبود که با نابود کردن جسم مادی او، نابود گردد.مجید، دارای ایدیولوژی وفکر عالی انسانی بود و اندیشه او اندیشه رهنما وپیروان زیادی دارد.

حالا 36سال از شهادت او میگذرد ،اما هنوز درفکر ودل های مردم اش جا دارد وهنوز چشمان زیادی بیاد او اشک می ریزند.مردم ما به گفته ها، عملکرد وپیشبنی های اش در مورد ،امپریالیسم  وارتجاع صحه میگذارند .و از تاریخ انتظار دارند که مجید دیگری برای

سکانداری کشتی نجات مردم و جامعه ما از چنگال امپریالیسم وارتجاع بیرون بدهد.من باورمندم که تاریخ در این مورد عقیم نیست و دیر یا زود این خلای ناشی از شخصیت های تأثیر گذار را پر خواهند کرد.

همه باورمندیم که در انقلاب ها و تحولات عظیم اجتماعی نقش اساسی و تعیین کننده را مردم دارند ،اما تاریخ این واقعیت را هم در خود ثبت کرده است که شخصیت های از لحاظ فکر و اندیشه توانمند در سازمان دهی مردم در جهت دگرگونی های اجتماعی و انقلابات تأثیر وجایگاه خود را داشته است.

این حقیقت بشکل بسیار ملموس آن در بسیاری از کشور ها و بویژه درکشور ما قابل درک است.امروز اکثریت مردم ما از ارتجاع و حضور استعمار بستوه آمده و از آنها منزجر ومتنفر اند ودرهر جایی از این مسله حتی در نهاد های بزرگ دولتی (پارلمان )این واقعیت را ابراز می کنند،اما راه خروج از این وضعیت را نمی بینند.بسیج این افکار ضد استعمار وارتجاع کار یک سازمان انقلابی و مجید هاست .سازمان های انقلابی کشور ما درپراکندگی  وخود خوری بسر می برند.هرچند عوامل زیادی در نابسامانی های سیاسی کنونی  در سازمان های انقلابی دخیل وتأثیر گذار بوده است،اما شهادت رهبران جنبش انقلابی افغانستان از رفیق اکرم یاری تا رفیق مجید باعث بی حالی وپراکندگی این جنبش شده است.امروز سازمان ها و گروه های زیادی است که ادعای مبارزه و انقلاب را دارند،اما بعلت نبود یک شخصیت تأثیرگذار  در پراکندگی بسر می برند.مجید کسی بود که در زمان خودش علیه این پراکندگی مبارزه کرد و از وحدت چندین گروه سازمان آزادیبخش مردم افغانستان را تشکیل و ایجاد کرد وبه مبارزه علیه استعمار و ارتجاع پرداخت.حالا هم اگر چنین شخصیت تأثیرگذار و صادق پا به عرصه بگذارد یقینا” که بسا بهانه های که بسیاری ها، آنرا تضاد و حتی تضاد عمده و یا اساسی شان با دیگران عنوان می کنند مانند یخ در مقابل آفتاب صداقت آب میگردد  واز این اجزای پراکنده یک کل نیرومند تشکیل خواهند کرد.چه خوب است که گروه ها و سازمان های انقلابی مترقی به استثنای 2سازمانی که اشغال افغانستان را،توجه جامعه جهانی به افغانستان عنوان کرده اند واز امپریالیسم پول گرفتند حزب را جستر شده ساختند وبگفته ای خود شان ضد امپریالیسم مبارزه می کنند.!!!دیگران با هم نشست وتضاد های شان را بیان دارند تا تفاوت میان تضاد واقعی وبهانه گیری روشنفکرانه معلوم گردد.

بنظر من یک مرض  مزمن که از گذ شته در جنبش چپ باقی مانده است خود خواهی است. وآن این که بسیاری ها در یک جا شدن وو حدت با دیگران موقف رهبری خود را از دست میدهند.از این جهت تضاد سازی میکنند که بادیگران تضاد شان اساسی و یا عمده است و راه نزدیکی وجود ندارد.درحالی که اگر مسله هراس از دست دادن موقف رهبری شان نباشد هیچ تضاد اساسی و عمده ای در میان شان وجود ندارد.

این مرض مزمن از دیر زمانی است که دامن جنبش انقلابی افغانستان را گرفته است وزیانبار تر از تلفات درجنگ با دشمن بوده است.باید به این مهم توجه گردد و صادقانه به آن برخورد اصولی صورت گیرد،زیرا همه از آن ضرر می بینند و بسود انقلاب ومردم ما نیست.

کار مبارزه وانقلاب کار چند آدم نیست و این بار سنگین کمر های نحیف را بزودی خم می کند.باید محور های نیرومند ی ایجاد کرد و به این پراگندگی ها چون مجید خاتمه داد و همه چیز را در پراتیک برد وتثبیت کرد.زیرا مبارزه ای جدا از پراتیک ممکن نیست که صحت خود را اثبات نماید.

بیایید مجید گونه مبارزه و عمل نماییم تا بعد از مرگ ما برقلب های مبارزان این سر زمین حکومت کنیم و الگوی نسل های بعدی شویم.

نسل های مابعد ما بر عملکرد های ما قضاوت می کنند نه به نیت های ما که قابل دید برای شان نمی باشد.

مبارزه سایه ،آفتاب (یک روز گرم یک روزسرد)را ترک کنیم .جدی وپیگیر باشیم و به دلمرده گان گرمی ببخشیم.

تجلیل از روز شهدا یکی از وظایف ماست و یک سنت خوب است ،اما در این تجلیل ها برعلاوه مرثیه خوانی از پیشرفت ها وضعف ها نیز حساب دهیم تا رفقا از گسترش کار ها،دستاورد ها ومحدودیت ها آگاه شوند و در راه بیرون رفت آن توجه وکمک نمایند.

 تنها به تجلیل وگرامیداشت ها حق شهدا،ادا نمیگردد.حالا تجلیل از روز شهدای انقلابی افغانستان به یک مد مبدل شده است که حتی منحرفان چپ نیز بخاطر رونق بازار شان از آن در سالون های مفشن سرکاری یا کرایی با حضور صد هاتن تجلیل بعمل می آورند واز رسانه های مزدور نیز آنرا بازتاب میدهند.یک قدم استوار وپاک گذاشتن در راه آرمان شهدا

از هزاران تجلیل دکاندارانه بهتر است.

تجلیل ها باید شور آفرین وبرای اشتراک کنندگان جهت دهنده باشد واز این جاست که با تجلیل های نمایشی وطن فروشان معنای ژرف پیدا می کند .باید زیر نام تجلیل ها  تحلیل ها نیز ارایه گردد.تامرز دوستان و دشمنان انقلاب روشنتر شود.

خاکستری رنگ شدن مرز دوستان حقیقی ودشمنان واقعی در نزد بعضی از عناصر انقلابی تا آن حد رسیده است که بجای خط انقلاب در خط قومی راه افتاده اند ونمی دانند که به ترکستان میروند.

این اختلاط مرز ها، بعلت عدم آگاهی در نزد اشخاص، بجای رسیده است که این اشخاص  درمیان انقلابیون خود را انقلابی جلوه میدهند ولی کار اساسی شان در جهت برتری خواهی قومی است وحتی از مرتجعین اخوانی نیز سبقت می جویند. باید در جهت ذ دودن این انحرافات هلاکتبار جدی کار کرد،تا این مریضان نجات یا بند.

نباشد در جهان سی مرغی

سفر سازد سی بی شماره

استواری و سخت کوشی مجید ها می آفریند ،اما دست روی دست گذاشتن وبسوی آسمان خیره ماندن بازمانده های آنرا نیز منفعل وسر انجام نابود خواهند کرد.

فشرده و آهنین باد صفوف انقلابیون در راه شهدای انقلابی کشور ما!

 

“محفوظ”



this is default footer data

You may also like...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Copyright © 2015; All Rights Reserved; MASSLINE WEBSITE-سازمان کارگران افغانستان(مارکسیست-لنینیست-مائوئیست,عمدتا مائوئیست