رفیق مجید کلکانی، ستارۀ سرخی است که درآسمان انقلاب رهایی بخش خلقهای ستمدیده کشور ما جاودانه می درخشد

Download PDF

متن سخنرانی رفیق (عمار) از اعضای کمیته مرکزی سازمان کارگران افغانستان (مارکسیست-لنینیست-مائوئیست عمدتا مائوئیست) به مناسبت  ۳۷ مین سالروز شهادت رفیق مجید کلکانی که در محفل یاد بود از ۳۷ مین سالروز شهادت رفیق مجید کلکانی -محفلی که بوسیله سازمان کارگران افغانستان در داخل کشور برگزار گردیده بود-ارائه گردید

 رفیق مجید کلکانی، ستارۀ سرخی است که درآسمان انقلاب رهایی بخش خلقهای ستمدیده کشور ما جاودانه می درخشد!

رفیق نامت گرامی باد!

مجید هنوز در جامعه ما حضور  معنوی دارد.مرگ قادر نیست حضور گران ارج معنویت اشخاص بزرگ را که در قلب  و روان توده ها جا دارد حذف کند،زیرا شخصیت های بزرگ که صادقانه و عاشقانه  بخاطر رهایی  وبهزیستی دیگران  بدون هیچ نوع چشم داشت و پاداش، مبارزه وتلاش می کنند و در این راه از  زندگی خود می گذرند ،بعد از مرگ ونابودی فزیکی شان نیز تداوم حضور می یابند و بر روان وقلب ها اثر گذاراند.

رفیق شهید مجید کلکانی از زمرۀ چنین پاکبازان است که زندگی اش را فدای رهایی خلق رنجدید ه و حرمان کشیده اش کرد. افکار و اندیشه انقلابی او هنوز فانوس راه انقلاب آزادیبخش خلق رنجدیدۀ ماست وجز راهی که او با خون سرخش برای انقلاب رهایبخش کشور ما از چنگال امپریالیسم ،استعمار و ارتجاع ترسیم کرده است ،خزیدن ولغزیدن به راه های دیگر،سر ستودن به آستان امپریالیسم وپذیرفتن بردگی نوین چیز دیگری نیست.نمونه های بارز و برجسته این خزیدن ها و لغزیدن ها درطی یک ونیم دهه اخیر در پیش چشم ما گذشته است وکسانی که به چنین تجربه های خفت بار وابداعات در سیاست افغانستان دست زدند و به تجاوز گران استعمارگر خوش آمد گفتند ،اکنون این نگون بختان از کار شان نادم و در برابر مردم ما شرمنده اند،اما حالا  چه سود ؟!

دقیق 37بهار قبل از امروز در هجدهم جوزای 1359دژخیمان فرومایۀ باند وطن فروش (خلق وپرچم ) مجید کلکانی رهبر سازمان آزادیبخش مردم افغانستان )ساما (و رهبر جبهه متحد ملی افغانستان را بدستور ارباب روسی خود (برژنف) شهید کردند.

این باند بی آزرم و آله دست سوسیال امپریالیسم آن زمان ،میدانستند که ،با هیچ وسیله ای نمی توانند او را ازهدف عالی  وراهش منصرف نمایند،از این جهت در نهایت درماندگی وجلب رضایت ارباب روسی خویش دست به فاجعه ای زدند که قلب زحمتکشان ورنجبران کشور ما را جریحه دار کرد.واین ضربت برای جنبش مقاومت خلق پا برهنه ما ،جبران ناپذیربود ، که پیامد های نا گواری را به همراه داشت.

سازمان ساما ،هرچند که به انتقام تلافی جویانه در آن زمان ،عکس المعل های زیادی را انجام داد،اما هیچ چیزی نمی توانست حتی مسکن درد از دست دادن او گردد.زیرا مجید درحقیقت محصول تکامل تاریخی یک ملت بود که تکاپوی اصلی اش شکستن زنجیر های اسارت وبردگی وایجاد جامعه آزاد، عادلانه ،مترقی وبدور از هرنوع ستم بود.

او از آوان جوانی اش در این مسیر گام زد وعشق عمیق به آزادی سرزمین اش وبرابری اجتماعی داشت.بر مبنای همین درک وبینشش بود که با سرود (یا مرگ یا آزادی)سکانداری جنگ آزادیبخش علیه اشغالگران روسی را بدست گرفت.اما هزار افسوس ودریغ که در آغاز حرکت  در این راه او را شهید کردند ومردم غیور وشرافتمند ما را که عاشقان صادق  آزادی اند از حضور شخصیت پرجاذبه وبادرایت او که میتوانست انقلاب رهایبخش ملت به پاخاسته ما را تا رسیدن به آزادی ،دموکراسی وعدالت اجتماعی  رهنمون گردد ،محروم کردند.

مجید نمونۀ صادق شرافت ،عزت ،غرور ومقاومت ملت آزادی خواه ما بود که در برابر استبداد،استعمار و امپریالیسم هیچگاهی سر خم نکرده ونمی کند و با عشق شور انگیز به آزادی تا پای جان رزمیده اند که تاریخ مشحون از حماسۀ ملت ما ،گواه آن است.

او شعار (یامرگ یا آزادی) را از روان مردمش برگزیده بود ،زیرا می دانست که مردمش تحمل هر درد ورنج را دارند،اما اسارت و بردگی استعمار و امپریالیسم را نمی پذیرند.

باگذشت 37بهار از شهادت رفیق مجید کلکانی ،او هنوز ستارۀ سرخ درآسمان  انقلاب رهایبخش خلقهای رنج کشیدۀ کشورما ست و  اندیشه اش ،راه نمای عمل انقلابی است.واین نشان می دهد که اندیشۀ شخصیت های واقعی را ، ارتجاع و استعمار با حذف فزیکی آنها ،حذف نمی توانند.

دستگیر شدن مجید اگر تصادف ویا نقشه مند بود،اما اعدام او از جانب باند وطن فروش  خلق وپرچم وسوسیال امپریالیسم نهایت هدفمندانه بود،زیرا آنها سازمان مجید را که ایجاد کرده بود وبرنامه او برای افغانستان را می دانستند.

آنها میدانستند که سازمان مجید با امپریالیسم ،استعمار و استبداد تضاد آشتی نا پذیر دارد وبرای ایجاد جامعه بدون طبقه تلاش می کند و  سازش با امپریالیسم واستبداد در قاموس اش نیست.

باند وطن فروش خلق و پرچم میدانستند که احزاب اخوانی با آنها ماهیت و سرشت و سرنوشت یکسان دارند و در آیند ه در یک وضعیت وشرایط دیگر با هم تبانی و از یک مرداب تغذیه می کنند،که کردند و ما شاهد آن هستیم.بعد از سال 1371 با سقطوط حکومت دست نشاندۀ سوسیال امپریالیسم روس وبقدرت رسیدن احزاب اخوانی ،آنها خلقی ها وپرچمی ها را در آغوش گرفتند و تا امروز برادر وار در قدرت سهیم اند.خلقی ها وپرچمی ها سخنگویان و مقاله نویسان  اخوانی های سرشناس  اند و حالاحتی در رسانه ها  به تحلیل اوضاع می پردازند  وجنایات شان را در مقیاس با باند های وطن فروش اخوانی تبریه می کنند و برای سرخروی شان نسبت به اخوانی ها ادله میاورند .

با این همه ،از سال 1371 تا امروز مردم ما شاهد درد ناکترین تبانی های احزاب وطن فروش خلق وپرچم واحزاب اخوانی هستند. مردم ما رنج می کشند ودر حیرت اند که با دادن خون بهای هنگفت و خیره کنندۀ که در راه حصول آزادی و استقلال کشور شان دادند و در برابر سوسیال امپریالیسم روس رزمیدند در بدل آن احزاب اخوانی   فقط کاری که انجام دادند ،بجای سوسیال امپریالیسم روس ،امپریالیسم جهانخوار  امریکا  را بر سرنوشت مردم  ما حاکم کرده اند. و این دقیق نتیجه و پیامد آن است که باند وطن فروش خلق و پرچم و احزاب اخوانی هر کدام به سهم وتوان و امکانات خود شان ،در از بین بردن فرزندان صدیق ،انقلابی ومیهن دوست این سر زمین که بر ضد استعمار ،ارتجاع و امپر یالیسم مبارزه میکردند آنها را از بین بردند.

بعد از  شهادت رفیق مجید کلکانی در سال 1359،دولت مزدور روس  اکثر کادر های رهبری سامان آزادیبخش مردم افغانستان را بازداشت و اعدام کرد.همزمان با این ارتجاع هار(احزاب اخوانی)حملات  شان را بدستور (آی  ،اس،آی  وسی آی ،ای) بر علیه جبهات  نیرو های این سازمان در سر تا سر افغانستان آغاز کردند ،تا در غیاب این نیرو ها وعناصر آگاه ومیهن پرست ، توانستند جنگ آزادیبخش مردم ما را ، از مضمون  اصلی وواقعی آن تهی  وبه یک جنگ نیابتی امپریالیسم امریکا علیه روس مبدل کردند.

احزاب اخوانی در وطن فروشی و بی غیرتی به مراتب پست تر از باند خلق و پرچم است وحالا مردم باسواد وبی سواد جامعه ما این حقیقت را درک کرده اند. مردم ما حالا میدانند که این ها دین فروش و وطن فروش اند و از اسلام فقط به عنوان وسیله ای رسیدن بقدرت استفاده کرده اند ومی کنند.

این احزاب از بدوی تولد شان برمبنای فکر واندیشه منحطی که دارند در تبانی با کشور های امپریالیستی بودند وبمثابه آله دست آنها در افغانستان فعالیت میکردند .وسر انجام درسال 2001میلادی در یک توافق باهمی ،با دار شان امریکا وسایر شرکای آن را به افغانستان پذیرایی کردند واین کشور را  در اختیار امپرلیست ها قرار دادند. امپریالیسم امریکا  با شعار های اغواگرانۀ  تأمین امنیت وبازسازی افغانستان ، وارد این کشور گردیده وتا امروز که 16سال میگذرد ،او جز تطبیق اهداف و برنامه های خودش در هیچ زمینه ای کاری را انجام نداده است .وضعیت امنیتی هرسال بد تر از سال قبل آن میگردد  وخط فقر اقتصادی موازی  با آن سیر نزولی  می پیماید و این 2عامل باعث  فرار کتله های وسیع جوانان از کشور شده است.امپریالیست های متجاوز و اشغالگر  ودولت دست نشانده آنها، خود عاملان   نا امنی ،فقر وترویج  زرع وکشت مواد مخدر در کشور و قاچاق و انتقال آن به بیرون اند.

دیده میشود که تبانی ارتجاع ،استعمار و امپریالیسم ، کشور ما را  بسوی پرتگاه نیستی ،سوق میدهد واین مثلث منحوس و شوم ،از قبل با سرکوب و نابود کردن  سازمان های انقلابی مترقی در متن وبطن  جنبش مقاومت ملی کشور ما که در برابر سوسیال امپریالیسم می رزمیدند و از بین بردن شخصیت های برازنده آن زمینه جولانگاه بی درد سر را برای خود فراهم کرده اند.

حالا مردم و کشور ما  تا یک رستاخیز آگاهانه ای ملی وانقلابی، در چنبرۀ امپریالیسم و ارتجاع گیرمانده اند .تقلا هایی که رهبری مترقی و انقلابی نداشته باشد ،بعد از طی فاصله و پرداخت بهای هنگفت  ما را به جای می رساند که هم اکنون قرار داریم و از آن رنج می بریم. یکی از بد ترین اعمال وکار استعمار تفرقه افگنی است.درطی چند دهه اخیر ،بخصوص در 16سال اخیر چنان تخم نفاق را  در میان اقوام این سرزمین ریختند که کار بسیج و قیام ملی بر عیله استعمار گران  را  از هر زمان دیگر دشوار تر کرده است.

اکنون  وضعیت موجود  به مجید ها نیاز دارد  تا بار دیگر یک حلقۀ مستحکم  انقلابی و مترقی را بر ضد اشغالگران و ارتجاع وطن فروش که تکیه گاه  استعمار است،بوجود آورد ،که مبرا  از رنگ قومی ،مذهبی ،نژادی و زبانی باشد ،تا اعتماد ملی   احیاء  گردد و وسیله آزادی کشور وایجاد جامعه عادلانه و مترقی را  نوید دهد.

احزاب اخوانی برسر قدرت  ،گروه طالبان،داعش ودیگر گروه هایی که بنام های مختلف  اسلامی در افغانستان حضور وفعالیت دارند ،برمبنای اهداف کشور های امپریالیستی  وکشور  های مرتجع منطقه  پدید آمده اند و بدستور آنها عمل می کنند.

مردم ما هم اکنون از هر زمان دیگر در رابطه به احزاب وطن فروش  و امپریالیسم اشغالگر شناخت عمیق پیدا کرده اند، آمادۀ مبارزه بر علیه استعمار  و ارتجاع اند واز ظلم آنها به ستوه آمده اند،اما ابزار مبارزاتی لازم  برای این کار را هنوز ندارند.

امپریالست های اشغالگر موازی با  مزدورانشان که در حکومت اند و یا گروه های که  بخاطر بهانه حضور وماندن امپریالیست ها درجنگ های فرمایشی مصروف اند،نهاد های دیگری را نیز زیر نام (نهاد های جامعه مدنی ) بوجود آورده اند که در راستای تطبیق سیاست های امریکا وشرکا ی آن کار می کنند.این نهاد های مزدور ، هر صدای مخالف امپریالیسم را متهم به فکر طالبانی می کنند و 2گزینه را پیشکش می دارند   که یا تأیید حکومت دست نشانده و حضور حامی آن امریکا و یا گروه طالبان، کدام یک بهتر است؟ آنها  از مردم وقدرت مردم که نیروی سوم وقدرت واقعی است انکار می کنند وباور ندارند  که مردم میتوانند حکومتی بهتر از نوع حکومت دست نشانده امریکا را بوجود  آورند.

نهاد های مدنی که از پستان نا پاک امپریالیسم تغذیه می کنند سخت در تزریق  لیبرالیزم   ایدیولوژی بورژوایی تلاش دارند وجوانان را  از  فکر انقلابی  دور می نمایند .این نهاد های مزدور، جوانان را  به دموکراسی بورژوازی تشویق می کنند و راه رسیدن بقدرت سیاسی را ،از طریق انتخابات دریک کشور اشغال شده ،راه درست وعقلانی موعظه میدارند. تا حد زیادی این کار بر روحیه نسل تحصیلکرده وجوان کشور کار گر واقع شده است. تحصیل کرده های که 2 دور انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی را در سایه  وحضور استعمار تجربه کرده اند و در این مدت بدبختی های  کشور ناشی از این حرکت ها را دیده اند،ودیده اند که در این انتخابات ها کسانی بقدرت می رسند که بیشتر مزدورتر اند ،برای اشخاص صادق و انتخاب مردم  جایی و راهی نیست،با این هم  موعظه  نهاد های مدنی ،منادیان  لیبرلیسم   بورژازی مسحور شان کرده ،واین ها باز هم بهروزی شان را در انتخابات دیگر  چشم براه اند .غافل از آنکه  استعمار شاشجاع دیگر را  در یک انتخابات دیگربر سرنوشت شان حاکم می کند.این اشخاص درک نمی کنند که امپریالیسم اجازه نمی دهد که در حضور او اشخاص ملی و میهن دوست از طریق انتخابات  بقدرت برسند واز منافع ملی دفاع نماید. نهاد های مدنی ،این حرام زاده  های دامان امپریالیسم ،آنقدر  جوانان را تخدیر کرده اند  که آنها حالا فکر می کنند هیچ مشکلی را حتی مشکل خانوادگی و حریم خصوصی شان را بدون کمک امپریالیسم امریکا وشرکای آن حل نمیتوانند.به اساس ایجاد چنین روحیه است که حالا  برای حل کوچکترین مشکل داخلی حتی در سطح یک  ولایت نهاد های مدنی قطعنامه های شان را  به نهاد های به اصطلاح بین المللی تسلیم میدهند و از آنها خواهان بررسی  وتأمین عدالت درهرموضوعی می شوند.

نهاد های مدنی مزدور  امپریالیست  ها ،خطرناک تر از گروه طالبان و داعش اند ،زیرا  نسل جوان و تحصیلکرده کشور را  از پرداختن به فکر انقلابی و مبارزه بر ضد استعمار  دور می کنند و بسوی سیاست فردگرایی ولیبرالیسم می کشانند.این نهاد ها موعظه می کنند که در قرن بیست ویک استعمار و اشغال معنی ندارد واین مقولات مربوط سده های گذشته اند ، در قرن بیست ویک، طرح و بیان چنین موضوعات مضحک وناشی  از عقب ماندگی سیاسی وذهنی شخص یا اشخاص میباشد.

اما ما به این نظر و باوریم که ماهیت استعمار تغیر نکرده است وفقط شیوه و شکل آن تغیر کرده است و این را مردم ما که در تاریخ معاصر خود ،استعمار انگلیس،سوسیال امپریالیسم روس و حالا امپریالیسم امریکا را تجربه می کنند خوب میدانند.

در این جا بخاطر  خر فهم کردن کسانی که ادعا می کنند که عصر استعمار سپری شده است وحالا عصر همبستگی وجهان وطنی  است ، به نمونه های کوچکی از بدبختی کشور خود ما بعد  از سال 2001 که  مورد اشغال قرار گرفته است  اشاره می کنم.

قبل از سال 2001 میلادی بنام معتادین مواد مخدر، مردم ما چیزی را بشکل امروزی آن ندیده بودند و نمی شناختند ،ولی  بعد از حضور اشغالگران امریکایی در کشور ما حالا آمار  معتادین  3میلیون گفته میشود در حالیکه آمار واقعی بیشتر از آن است و روزانه  در شهر ها در جا های متروک ده ها تن از مبتلایان آن  بدون شرکت در کدام جنگ وخون ریزی ،جان میدهند  و از آمار مرگ ومیر آنها کسی چیزی نمی گوید که روزانه چه تعداد  از معتادین  از برکت قدوم  استعمارامریکا  جان شان را از دست می دهند و اکثر این ها مربوط  طبقات پاینی جامعه اند که از رنج فقر وبیکاری  رو به  استعمال مواد مخدر می آورند.

2-نرخ بیکار ی  بیش از6 میلیون گفته میشود  وبیکاری یک عامل عمده در فرار دادن جوانان از کشور وگسیل نیروی کار ارزان  به کشور های امپریالیستی است  و امپریالیسم  شرایط  رقتبار بیکاری را هدفمندانه  بوجود آورده است  تا ماشین جنگ وکشتار جوانان ما را در هر 2جبهه نا مقدس که خودش بخاطر تطبیق برنامه هایش در کشور ما ومنطقه ایجاد کرده است فعال نگهدارد  . هزاران جوان بیکار   به اساس فقر ومجبوریت اقتصادی سالانه یا به صفوف گروه طالبان می پیوندند  ویا بصفوف نیرو های امنیتی حکومت پوشالی .آمار دقیقی از کشته شدن این جوانان در صفوف طالبان و سایر تروریستان نیست ،اما تلفات نیرو های امنیتی  حکومت پوشالی در سال 2016به اساس آمار ارایه شده  توسط (سیگار) بیش از 5500تن گفته شده  و  همه ای این ها جوانان فقیری اند  که بخاطر تهیه لقمه نانی به خانواده های شان  در نهایت ناگزیری سرباز و یا افسر میشوند.اگروضعیت اقتصادی مردم خراب نباشد چه کسی حاضر میشود  در جنگ به حمایت یک حکومت دست نشانده  جان خود را فدا کند.

3-کشت مواد مخدر تا 8هزار تن کم ویا زیادتر از آن سالانه تولید و با طیارات امپریالیست ها  از طریق میدان های هوایی بین المللی به امریکا و اروپا انتقال می گردد  وسالانه از این مدرک چند صد میلیارد دالر بجیب کشور های امپریالیستی  بخصوص امریکا و بریتانیا می ریزد. در حالیکه کشاورزان فقیر ما که همه زحمات آنرا متقبل می شوند از آن سود ناچیزی بدست مییاورند که مصارفات شان را  بمشکل تلافی می کند وبس. در اکثر جا ها کشاورزانی که تن به کشت مواد مخدر ندهند از سوی گروه های ترورستی وابسته و ساخته امپریالیست ها ،تهدید به فنا می شوند .

در بعضی از ولایت های کشور مانند  ولایت هیلمند همین نیرو های اشغالگر ،بریتانیای و امریکایی  امنیت مزارع کوکنار و دستگاه های پروسس آنرا  گرفته اند و به نیرو های دولت دست نشانده شان اجازه تخریب آنرا نمی دهند.این بدترین عملکرد استعمار است  که جامعه ما را  به بدبختی اعتیاد  وتولید مواد مخدرسوق داده  و از آن سود می برد. امپریالیسم امر یکا به بهانه ای جنگ دروغین که بین مزدورانش در کشور ما راه انداخت است  وریسمان هر دو طرف جنگ باطل ،در دست خود اوست ، این کشور را غارت می کند.بعضی ساده لوحان می گویند که افغانستان چه دارد که امریکا  بخاطر منابع آن به این کشور تجاوز کرده است.اما تنها از جهت قاچاق مواد مخدر  از این کشور صد ها میلیارد دالر به کیسه اش می ریزد. هرچند به اساس ارزش های فرهنگی  مردم ما، کشت وقاچاق مواد مخدر  ومفاد آن حرام  است  ولی در همین کار نیز استثمار بیرحمانه  مردم ما توسط استعمار گران بی نهایت شدید است.

 

4-معادن گرانبهای افغانستان مانند  ،زمرد،لاجورد و چیز های دیگر بطور غیر قانونی سال های زیادیست که توسط مزدوران امپریالیست ها  استخراج  و امپریالست ها بطور  قاچاق وغیر قانونی از فروش آن سود های کلانی بدست شان می رسد.

البته که این ها بغیر و جدا از آن اهداف بلند واسترتیژیک امریکاست که با رسیدن به این موقعیت مهم جغرافیای بدنبال بدست آوردن آن است.مانند رسیدن به کشور های آسیای میانه  از طریق اعزام تروریستان ومشتعل کردن جنگ ها  وهمچنان تهدید کشور چین  ،ایران و سایر کشور های منطقه از موقعیت جغرافیای افغانستان که بمثابه پایگاه نظامی اش  از آن استفاده می کند.هر چند تحقق این رویا ی جهان گشای امریکا با ظهور روسیه سرمایه داری در قرن 21 که ماسک سوسیال امپریالیسم آن دریده شد و حالا با چهرۀ اصلی اش عرض وجود کرده  و اژدهای آرامی چون چین را برای روز بد در کنار خود دارد  به بن بست مبدل گردیده است .با این هم امریکا حاضر نیست این حقیقت را بپذیرد  و به آسانی دست از رویای آزمندانه اش بردارد و میدان نبرد وجنگ  را ترک کند و دست از کشتار مردم بیگناه ما بخاطر اهداف پلید ش بکشد.امریکا با حضورش در  افغانستان این کشور را به میدان جنگ قدرت ها مبدل کرده است .در افغانستان اگر نیرو های امریکایی  تا حدی خود بخاطر اهداف رزیلانه اش در جنگ ها  اشتراک می کند ،کشور های دیگر  که در مقابل منافع  امریکا قرار دارند  ازنیرو های اجیر کرده شان دراین جنگ ها به نیابت شان می جنگند.تا سال 2014تنها طلبانی در افغانستان می جنگیدند که از حمایت امریکا برخوردار بودند .اما بعد از آن حالا در این کشور گروه های مختلف طالبان به حمایت کشور های مختلف چون روسیه،ایران و شماری از کشور های دیگر  درجنگ  اند .

حکومت دست نشانده  در همه عرصه ها در بدل در یافت حمایت از سوی با دارانش ، دست استفاده جویی نا مشروع  امپریالیسم امریکا را باز گذاشته تا  کشور ما را از همه چیز تهی کند.مزید بر این ها فساد  را در ابعاد مختلف  آن تا آن حدی  ترویج و تعمیم داده است که نهاد های مربوط به حکومت مزدور  به نهاد های سمبولیک مبدل گردیده اند ،بجای تطبیق قانون آنرا به مسخره میگیرند و در بدل  پول حاضر به اجرای هر کار خلاف قانون اند.عمدا”تلاش صورت میگیرد تا بجای  بسا ارزش های ملی و افتخارات تاریخی  که هویت ملت ماست ، هرزگی وفحشا  جاگزین گردد.

این چند نمونۀ کوچک از استعمار قرن بیست ویکم است  که  بمثابه  (مشت نمونۀ خروار)  ارایه گردید تا آنهایی که به و جود استعمار در قرن بیست و یکم باور ندارند  بدانند. در مورد اعمال جنایکارانۀ امپریالیست ها بخصوص امپریالیسم شرارت پیشه امریکا در آغاز همین قرن در عراق،لیبی،مصر،سوریه  وسایر کشور ها خود تحقیق بفرمایند تا بدانند که استعمار به معنی آباد کردن نیست که، در گذشته کشور ها استعمار گر آنرا عنوان میکردند ، به کشور های که تجاوز می کنند بخاطر آباد ساختن و متمدن کردن آنها ست.

امپریالیسم امریکا  در طی 16سال حضورش در کشور ما  از سران احزاب اخوانی یک قشر سرمایه دار دلال برو کرات را  بوجود  آورده است که  مدیون  او اند. امپریالیست ها بویژه امریکا  زمینه های ثروت اندوزی را برای آنها  هدفمندانه مهیا کرد و درچور وچپاول پول های کمک شده دست شان را باز گذاشت. حالا  بلاک کردن  سرمایه های شان اغلب بمثابه ناخن افگار  در دست امریکاست که در صورت نا فرمانی   با بلاک کردن دارایی  هریک شان  ناخن  را می فشارد واین  بمثابه پاشنه آشیل، آنها را به سجده کردن در برابر بت استعمار  وامیدارد .بلاک سرمایه های عطامحمد نور والی بلخ، در سال 1395که گفته میشود بیش از 2میلیارد دالر دارد ،او را به پا بوسی بدترین حریفش اشرف غنی  واداشت . اکنون امریکا  این قشر بورژوا  دلال بروکرات را  در دست دارد و توسط آنها بر مردم حکومت واهدافش را مرحله به مرحله تطبیق می نماید.

لیبرالیزه شدگی  روشنفکر تحصیلکرد ۀ  مفلوج که پاها یش توان  رفتن در راه انقلاب را ندارد همه این جفا های زشت امپریالیسم را  تعبیر و تفسیر زیبا کرده به خورد جامعه می دهد تا حضور امپریالیسم و استعمار را مردم  تحمل نمایند که  بزعم نهاد های جامعه مدنی ،امریکا  زمینه پیشرفت و تأمین امنیت را  مساعد  وجلو پیشروی  گروه طالبان را  بگیرد.

با این حال  دیده میشود که کار عمیق وبنیادی استعمار در جهت از بین بردن جریانات انقلابی  وخنثی ساختن آنها در طی چندین دهه در کشور ما بخصوص بعد از سال 2001میلادی ،کارمبارزات رهایبخش و انقلابی را نسبت به گذشته ها بسیار دشوار کرده است.

ما از این منظر است که مجذوب شخصیت و افکار و کردار انقلابی مجید میباشیم  و او را بیاد مییاوریم که او برعکس روشنفکران  تماشا گر امروز ،که بدنبال حوادث، سر به زیر روان اند تا تقدیر با آنها چه می کند، در زمان اشغال افغانستان توسط سوسیال امپریالیسم روس در سال 1358  مجید، با تحلیل از وضعیت آنروز  و مشخص کردن دشمن عمدۀ خلق ،  به نیاز زمان  پاسخ در خور داد ، سازمان آزادیبخش مردم افغانستان را  ایجاد کرد ودر تداوم آن نطفه های ارتش توده ای را گذاشت وجبهه متحد ملی را تأسیس کرد.در حقیقت او 3سلاح انقلاب را که نیاز بود  بوجود آورد وهمزمان جنگ آزدیبخش علیه اشغالگران را آغاز کرد. این در حالی بود که بسیاری از روشنفکران  حراف زیر سقفی  در لای کتاب ها  برای پیدا کردن مقوله ها و احکام  بخاطر رد یا تایید کردن شرکت در جنگ علیه تجاوز گران  پوسیدند  ویا از  دفتر کار  توسط جلادان حفیط اله امین  به قربان گاه ها  برده شدند.اما تا آن زمان ، سازمان آزادیبخش  مناطق زیادی را  از لوث جنایتکاران پاکسازی کرده بود  وتا جای که این ساز مان توانست نقش تاریخی اش را به مثابه یک سازمان انقلابی در مقاومت ملی مردم  ما بر علیه اشغالگران وحامیان آنها  ادا کرد. اهمیت اشتراک ساما در جنگ آزادیبخش ملی در این است که اولین سازمان انقلابی مترقی در افغانستان است که بر مبنای اعتقاد به اندیشه های پیشرو عصر و علم انقلاب دست به جنگ مسلحانه می زند. به این اساس رفیق مجید بنیانگذار جنگ آزادیبخش از آدرس نیرو های  انقلابی ،مترقی است .مجید و رفقای او کسانی بودند که نظریات جنبش دموکراتیک نوین را  در پراتیک بردند وحالا روشنفکران انقلابی کشور ما یک تجربه تاریخی  اشتراک در جنگ مقاومت مردم ما  بر علیه روسیه اشغالگررا باخود دارند.اما این که این سا زمان چرا وچگونه نتوانست رهبری جنگ را بدوش بگیرد  ونیروهایش اکثر از سوی ارتجاع هار از بین برده شد عوامل متعدد در آن دخیل بود که در فوق به بعضی عوامل آن اشاره شد.اما بررسی تمام عوامل آن  در این مقال و گفتار مناسبتی ممکن نیست.

نزدیک به 4دهه از شهادت دردناک مجید میگذرد،اما خط فکری ویا نسخه که برای انقلاب افغانستان

ارایه کرده است نوتر از نو ،است.وبا گذشت هرچه بیشتر زمان ،جایگاه مجید در نزد سازمان ها ی مترقی و انقلابی رفیع ورفیع تر میگردد.

 نام  وخاطرات مجید هنوز به توده ها وروشنفکران انقلابی سر زمین ما نیرو می بخشد.

رفیق مجید کلکانی رهبر امروز وفردای ما ست!

مرگ به امپریالیسم  جهانی  که بشریت را  به بد بختی کشانیده است!

مرگ به ارتجاع  داخلی که تکیه گاه امپریالیسم  بین المللی است ومنافع آنرا در کشور ما تامین می کند!

به پیش در راه سرنگونی ارتجاع و امپریالیسم!

 

 

 



this is default footer data

You may also like...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Copyright © 2015; All Rights Reserved; MASSLINE WEBSITE-سازمان کارگران افغانستان(مارکسیست-لنینیست-مائوئیست,عمدتا مائوئیست