شعری به مناسبت بزرگداشت از سی و هشتمین سالروز شهادت رفیق مجید کلکانی

Download PDF

 

شعری تقدیم به محفل بزرگداشت از سی و هشتمین سالروز شهادت رفیق مجید کلکانی

شاعر: نبرده

دکلماتور در محفل بزرگداشت: رفیق ا.بهار

 

گوهر آزاده گی

 

دوران نوین، شعله ِ  چشمان مجید است!

آینده درخشنده ز ایمان  مجید است!

 

اهریمن سرمایه که سلطان غروب است

در رزم هراسان ز خراسان مجید است!

 

مو بر تن هر شاه شجاعی شده چون سیخ

هر جا که سخن از گز و میدان مجید است!

 

چون رعد خروشد چه به مشرق چه به مغرب

شمال و جنوب، آیتِ   پیمانِ مجید است!

 

سرخیده همه دشت و دمن از سخن وی

میخِ دل ِشب، اخترِ تابان مجید است!

 

 

این  پرتو اندیشهِ خورشید رهایی

ساطع همه از تیغ درخشان مجید است!

 

برقیدن تیغ است زبان نگه وی

آزادی ما پرتو فیضان مجید است!

 

بیدار گرِ  ببر در این سنگر  ِ رزم است

حالا که وطن چون شب زندان مجید است!

 

اشغالگر افتد به سراشیب تباهی

رسوایی او خیزش یاران مجید است!

 

ای فاجعه افروزِ رجز خوانِ حماسه

این تیر گز ما ز گزستان مجید است!

 

این سلسله از خون ستمدیده شده سرخ

جاوید بهم بسته ز سندان  مجید است!

 

این “پله توفانی” رزم است که خونین

با خون سترگ شرر افشان مجید است!

 

زندانی جانباز که شاهین غرور است

شاگرد وفادار دبستان مجید است

 

هر جا که نقاب است اگر چند که “سرخ” است

پاره شده، افتاده ز طوفان مجید است!

 

آزاده گی آموخته ِ مکتب ساما

سامان وطن، گلبن دامان مجید است!

 

“تجدید طلب” غرق در اندیشه ِ شبهاست

مرغ سحر از دفتر و دیوان مجید است

 

آن رهرو نستوه که بالین نشناسد

او جان و دل ما است که او جان مجید است

 

آن رهرو نستوه که با صخره سخن گفت

جان باختن آموخت که جانان مجید است

 

آن رهرو فرزانه  که با خصم نیامیخت

پرمایه ترین پرتوِ فرزانِ مجید است

 

آن رهرو نستوه که دریا شدن آموخت

حرف دل ما گفت که از آنِ مجید است!

 

گر نیست مجید تو ایا میهن رنجور

اندیشهِ او رستم دستان مجید است!

 

اندیشه او هست، که سرمشق بهار است

در  چشم زمستان، همه پیکان مجید است!

 

آنکس که نشد خم سر او پیش زمستان

خواهان بهار است که خواهان مجید است!

 

آن شعله ِ جاوید که خونِ رگِ رزم است

سرخیده ترین باور دوران مجید است!

 

طوفان چی کند گر نه بروبد خس و خاش

آهنگ خوش اش، شعله ِ دستان مجید است

 

یک ثانیه میهن به اجانب نسپارید

پیغام زمانست که فرمان مجید است!

 

با لاله مرا الفت از آنست که جاوید

آزاده و هم جامه  و هم خوان مجید است!

 

هم شعله ِ ما لاله ِ آزاده از آن است

کاندر دل او داغ ز فقدان مجید است!

 

هر رنجبری داس و چکش هست نشانش

زان رو همه دلداده ِ درمان مجید است!

 

دنبال مجید ایم که خورشید ظفر اوست

طاق ظفر آنجاست که پغمان مجید است

 

هرکس گهری داشت ز آزاده گی اش بود

هر گوهر آزاده گی از کان مجید است!

 

 

 

 

 

 



this is default footer data

You may also like...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Copyright © 2015; All Rights Reserved; MASSLINE WEBSITE-سازمان کارگران افغانستان(مارکسیست-لنینیست-مائوئیست,عمدتا مائوئیست